دفتر مطالعات نگاه(نهادگفتمان آینده )

محمد همایونفر

چهره ماندگار فیزیک بر این باور است که معیار‌های استعماری باعث شده تا علم ایران آن طور که باید و شاید رشد نکند. وی معتقد است که مسئولان ما باید بیدار باشند و باید این حِس هویت ملی را زنده کنند و همه ما باید بدانیم به عنوان یک ایرانی، وظایفی داریم. ما باید حواسمان جمع باشد که البته نیست! الان وضعیت را خطرناک می‌بینم.
«عظمت ایران» به‌عنوان «امری تاریخی» و ارتباط آن با پدیده‌هایی چون «حضور و نفوذ قدرت‌های استعماری در ایران» و «نهضت‌های تاریخی ملت ایران» موضوع گفتگویی است با دکتر موسی نجفی، استاد و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. وی در این گفتگو ضمن تبیین ابعاد مختلف موضوع، به تحلیل دوگانه‌ی «نهضت و نظام» و فرازوفرود تاریخی آن از صفویه تا دوران حاضر پرداخت. «تلاش جریان برانداز برای ایجاد تضاد ساختگی بین نهضت و نظام» و «ضرورت پیشبرد گفتمان انقلابیگری با افق تمدنی» از نکات خواندنی این گفتگو است.
فرهنگ سیاسی بدون شک یکی از مهمترین و مناقشه برانگیزترین مفاهیم درعلوم سیاسی بوده است . این مفهوم چون بر رفتارها و ذهنیات افراد جامعه تاکید دارد علوم سیاسی را به دیگر علوم اجتماعی مرتبط می کند. با دانستن نوع فرهنگ سیاسی یک ملت می توان پیش بینی هایی درخصوص برخورد آن افراد با سیاست های حاکمیت برآنها داشت.
شهید‌والامقام بهشتی اذعان دارد که توجه به تفریح به‌عنوان بخشی از نیاز‌های انسانی در جامعه اسلامی ضعیف بوده است. ایشان ریشه این ضعف را در کج‌فهمی و فهم غلط تعالیم اسلامی می‌داند و طی سخنرانی که بین سال‌های ۱۳۵۷- ۱۳۴۹ در اردوی تابستانی مدرسه رفاه داشته‌اند، به این مسئله و ریشه‌های کج‌فهمی آن پرداخته است. شهید‌بهشتی معتقد است بی‌توجهی به تفریحات در اسلام حاصل قرن‌ها استناد به روایات صوفیانه‌ای است که ارتباطی میان آن‌ها با قرآن کریم وجود ندارد...
به جرأت می توان گفت امروزه صنعت سرگرمی یکی از مهمترین پیشران های فرهنگ و تمدن غربی است که نقش عظیمی در جهانی سازی فرهنگ و سبک زندگی و پیشبرد اهداف اقتصادی و سیاسی کشورهای قدرتمند بازی می کند . این صنعت با تکیه بر دیدگاه های فکری و اندیشه ای و مبتنی بر انگاره های انسان شناختی و فلسفی شکل گرفته است . با توجه به اهمیت این مسئله مروری گذرا داریم به نگاه برخی از اندیشمندان غربی به مسئله اوقات فراغت به عنوان مفهوم زیربنایی در شکل گیری این صنعت .
چگونه می توان اتهاماتی که دوگانه های سیاسی ذیل آرمانگرایی و واقع گرایی به یکدیگر میزنند را کاهش داد تا بتوانند نسبتی مناسب میان آرمان و واقع برقرار سازند تا انسجام اجتماعی و قدرت ملی تأمین شود؟ آیا می توانیم چنین چیزی را مهم ترین چالش سیاسی بدانیم و جامعه را دعوت به خوش بینی به یکدیگر کرده و مردم را از افتادن در این بازی بازداریم؟