دفتر مطالعات نگاه(نهادگفتمان آینده )

” تبارشناسی حسبه ” اثر احمد صبحی منصور

نگاه : ماجرا هم از این قرار است که نصر حامد ابوزید در دهه 1990 برای ترفیع شغلی در دانشگاه قاهره، به ارائه کتب و مقالاتی روی آورد که نمی‌دانست برایش دردساز می‌شود. او در مجموعه آثار خود سخنانی گفته بود که به عقیده گروهی از استادان داور در قاهره، حاوی کفریات است. درنتیجه نصرحامد را به ارتداد متهم کردند و این تازه آغاز ماجرا بود. چون در مصر جریان امور حسبی خواستار اجرای احکامی شد که در فقه‌شان برای فرد مرتد درنظر گرفته‌اند. از جمله جدایی همسر ابوزید و سپس تشکیل دادگاه و احتمالا اعدام…

معرفی از : سیدمیثم میرتاج‌الدینی

اگر قائل باشیم تولد اندیشه‌ها، ایده‌ها و آثار در مواجهه با حادثه‌هاست آنگاه تبارشناسی آن سنخ سخنانی که خودشان ذیل روش تبارشناسی پدید آمده‌اند، فهم مضاعفی برای مخاطب می‌سازد.

به عنوان مثال کتاب تبارشناسی حسبه (بنیان تفتیش عقائد در خلافت عباسی) اثر احمد صبحی منصور که توسط عدنان فلاحی ترجمه شده، در عین آنکه خود با روش تبارشناسی به رفتاری داوطلبانه یا شغلی رسمی به نام «محتسب» می‌پردازد، خودش نیز ماجرایی دارد پیرامون چرایی و چگونگی تولدش.

ماجرا هم از این قرار است که نصر حامد ابوزید در دهه 1990 برای ترفیع شغلی در دانشگاه قاهره، به ارائه کتب و مقالاتی روی آورد که نمی‌دانست برایش دردساز می‌شود. او در مجموعه آثار خود سخنانی گفته بود که به عقیده گروهی از استادان داور در قاهره، حاوی کفریات است. درنتیجه نصرحامد را به ارتداد متهم کردند و این تازه آغاز ماجرا بود. چون در مصر جریان امور حسبی خواستار اجرای احکامی شد که در فقه‌شان برای فرد مرتد درنظر گرفته‌اند. از جمله جدایی همسر ابوزید و سپس تشکیل دادگاه و احتمالا اعدام.

با بالا گرفتن دعوا و سپس به میان آمدن پای رسانه، درگیری زیادی میان اندیشمندان و نویسندگان صورت گرفت و به تبع صحبت‌های مختلفی درباره ارتداد، قانون حسبه، تفتیش عقائد و… به میان آمد. همین امر شهرت نصرحامد ابوزید را به اوج رساند و این چهره مشهور مصری و عربی ناچار به هلند مهاجرت کرد.

از جمله کتبی که در این ماجرا تالیف شد، کتاب «تبارشناسی حسبه» اثر احمد صبحی منصور است. هرچند نویسنده با آراء و نظرات نصرحامد ابوزید همراه نیست اما به دلیل باور به آزادی عقیده و بیان این کتاب را نوشت تا مشخص کند بنیان تفتیش عقائد بیش از آنکه خاستگاه دینی داشته باشد، جای پایی محکم در قدرت و حکومت دارد.

از جمله کتبی که در این ماجرا تالیف شد، کتاب «تبارشناسی حسبه» اثر احمد صبحی منصور است. هرچند نویسنده با آراء و نظرات نصرحامد ابوزید همراه نیست اما به دلیل باور به آزادی عقیده و بیان این کتاب را نوشت تا مشخص کند بنیان تفتیش عقائد بیش از آنکه خاستگاه دینی داشته باشد، جای پایی محکم در قدرت و حکومت دارد.

نویسنده درباره پدیدایی «حسبه» و شغل «محتسبی» می‌نویسد: «امویان برای توجیه اعمالشان نیازی به فتوای شرعی نداشتند. اما عباسیان که رژیم خود را –به‌اعتبار نزدیکی‌شان به نبی– تحت شعار دینی «الرضی من آل محمد» برپا کردند، به توجیه شرعی نیاز داشتند تا روا بدارد که هرکدام از مخالفانشان را که خواستند به قتل برسانند و از همین رو، وظایف دینی‌ای را برای تحکیم سلطه‌شان به وجود آوردند که از جمله آنها شغل حِسبَه و مُحتسِب بود.»

سپس نویسنده نظام مسائلی که منجر به پژوهش مذکور می‌شود را ذیل این توضیح آورده که: «حِسبَه» در لفظ شرعی به این معناست که یکی از مسلمانان برای دخالت در زندگی دیگران داوطلب شود و این دخالت وقتی رخ دهد که آنها مرتکب گناهی در حق خدا یا نوع بشر شده باشند. در مورد کسی که مرتکب گناهانی چون قتل، سرقت، قَذف یا زنا می‌شود اتفاق نظر هست که مستحق مجازات یا به تعبیر فقهی مستحق «حدود» است. این حالتی است که شخص به حقوق بندگان تجاوز می‌کند اما موارد اختلاف در مورد کسی است که با ارتکاب به کفر یا ارتداد یا کوتاهی در اجرای فرایضی مثل نماز و زکات به حقی از حقوق خداوند تجاوز می‌کند. . آیا درست است که حاکم چنین شخصی را مجازات کند؟ آیا دیگران حق دخالت در زندگی او را با اجبارکردنش به ایمان یا تهدیدش به مجازات دارند؟ و اگر حِسبَه شرعاً به‌معنای دخالت در زندگی دیگران است، این دخالت تنها محدود به نصیحت و توصیه است یا با اکراه و اجبار و مجازات مادی و معنوی نیز همراه است؟

احمد صبحی منصور پس از یک مقدمه قابل توجه که زمینه‌های تاریخی پدیدایی «حسبه» را می‌کاود و آن را از منظر لغوی و اصطلاحی بررسی می‌کند، برای یافتن پاسخ مسائل خود سراغ فقه اهل سنت رفته و به دوره‌بندی فقیهان می‌پردازد.

الف) دوره‌ی شکوفایی عقل و اجتهاد و دوری از تقلید و جمود یعنی قرن دوم تا انتهای قرن سوم هجری قمری.

ب) دوره‌ی پایان شکوفایی عقلی و آغاز دوران تقلید و جمود یعنی قرن پنجم هجری قمری.

ج) دوره‌ی اوج تقلید و جمود یعنی قرن هشتم تا دوران متاخر.

نویسنده از دوره‌ی پایان شکوفایی عقل و آغاز تقلید شروع می‌کند که قرن پنجم است و در این بازه زمانی سراغ دو شخصیت مهم می‌رود: ماوردی و غزالی. وی نظرات این دو را در باب حسبه بررسی نموده و اشتراکات و افتراقات و زمینه‌های آن را توضیح می‌دهد.

سپس در بازه زمانی قرن هشتم سراغ ابن‌تیمیه رفته و آراء فقهی او را پیرامون «حسبه» مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد و در نهایت همین موضوع را در آراء پیشوایان مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت در دوره‌ی شکوفایی عقل که قرن دوم تا پایان قرن سوم است؛ بررسی می‌کند.

از آنجا که احمد صبحی منصور در جرگه آن افرادی است که صرفا قرآن را به عنوان سندی محکم و خلل ناپذیر قلمداد کرده و اعتنایی به احادیث ندارد (قرآن‌بسندگی)، فصل دوم کتاب را به پاسخ این سوال اختصاص می‌دهد: آیا حسبه مبنایی در تشریع قرآن دارد؟ او تلاش می‌کند با آیات قرآن پرده از آنچه که مورد رضایت خداوند است برداشته و به حکم الهی در باب «حسبه»، «ارتداد»، «زندیق» و … برسد.

این کتاب از آنجا که زمینه‌های تاریخی برخی احکام فقهی را روشن نموده و معتقد است سیاست و حکومت منجر به ایجاد قوانین و شغل‌هایی است تا قدرت طبقه حاکم را تثبیت نماید، بابی قابل تامل برای علاقمندان به فقه و تاریخ فقه می‌گشاید و تمام ایده‌ی آن را می‌توان در یک گزاره از خود نگارنده خلاصه کرد: «تشریعات قرآن با قوانین فقها داستان متفاوتی دارد.»

0
0
0
0
0
0
0

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *